....
یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه
یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه
میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن میخوام که بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار
دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار
زمزمه دلتنگی های نبودن و ندیدنت ........
مسافر چشم براهي هاي من روزی روزی روزی از راه بخواهد رسید ...............